لینکدونی
لینک های جالب از سراسر دنیای وب
زندگینامه
سید مصطفی بروجردی در مرداد ماه سال 1341 در خانواده ای روحانی و اهل علم چشم به جهان گشود. وی سال های کودکی را در تهران و مشهد و قم پشت سرگذاشت.
در سال 1359 پس از اخذ دیپلم، دروس حوزوی را در حوزه علمیه قم آغاز کرد. در این دوران وی موفق شد ادبیات عرب را از محضر ادیب برجسته مرحوم شیخ محمد علی مدرس افغانی، دروس سطح را از محضر علمایی نظیر آیت الله اشتهاردی، آیت الله اعتمادی و مرحوم آیت الله پایانی استفاده کند. وی همچنین مدت 6 سال شرح منظومه حکمت حاج ملاهادی سبزواری، اسفار ملاصدرا و تمهید القواعد ابن ترکه اصفهانی در مبانی عرفان نظری را از محضر استاد آیت الله انصاری شیرازی و تفسیر را در محضر آیت الله جوادی آملی آموخت. دکتر بروجردی درس های خارج فقه و اصول حوزه را به مدت 10 سال از محضر فقیهان نامداری همچون آیت الله فاضل لنکرانی، مرحوم آیت الله تبریزی در قم و آیت الله حاج سید محمد مهدی موسوی بجنوردی در تهران فراگرفت.
سید مصطفی بروجردی در مرداد ماه سال 1341 در خانواده ای روحانی و اهل علم چشم به جهان گشود. وی سال های کودکی را در تهران و مشهد و قم پشت سرگذاشت.
در سال 1359 پس از اخذ دیپلم، دروس حوزوی را در حوزه علمیه قم آغاز کرد. در این دوران وی موفق شد ادبیات عرب را از محضر ادیب برجسته مرحوم شیخ محمد علی مدرس افغانی، دروس سطح را از محضر علمایی نظیر آیت الله اشتهاردی، آیت الله اعتمادی و مرحوم آیت الله پایانی استفاده کند. وی همچنین مدت 6 سال شرح منظومه حکمت حاج ملاهادی سبزواری، اسفار ملاصدرا و تمهید القواعد ابن ترکه اصفهانی در مبانی عرفان نظری را از محضر استاد آیت الله انصاری شیرازی و تفسیر را در محضر آیت الله جوادی آملی آموخت. دکتر بروجردی درس های خارج فقه و اصول حوزه را به مدت 10 سال از محضر فقیهان نامداری همچون آیت الله فاضل لنکرانی، مرحوم آیت الله تبریزی در قم و آیت الله حاج سید محمد مهدی موسوی بجنوردی در تهران فراگرفت.
شیخ عبدالسلام یاسین: یکى از مشایخ طرق صوفیه مغرب و رهبر و مرشد جماعت «عدل و احسان» در مغرب.
زندگینامه شیخ عبدالسلام یاسین
شیخ عبدالسلام یاسین، رهبر و مرشد جماعت «عدل و احسان»، در سال 1928م. در شهر «مراکش» در مغرب به دنیا آمد. وى در سال 1965م. به طریقت «بودشیشیه»، از قدیمىترین و ریشهدارترین سلسلههاى صوفیان در شمال آفریقا، پیوست و مدتى ملازم و مصاحب شیخ این طریقه، حاج عباس قادرى گردید.
پس از درگذشت شیخ طریقه در سال 1972میلادی، شیخ عبدالسلام یاسین به دلیل انحراف و سستى طریقه و اتباع آن و نیز راهیابى دوستى دنیا و نفرت از مرگ در میان آنان و در نتیجه، قعود آنان از جهاد و مبارزه، از این طریقت جدا شد. مصداق جهاد و مبارزهاى که از دیدگاه عبدالسلام فریضه محسوب می شود، پس از گسستن وى از طریقه، در دو کتاب اسلام بین دعوت و دولت و اسلام فردا ظاهر می گردد. نقطه اوج مبارزه جویى وى، نام هاى، با عنوان «اسلام یا طوفان»، خطاب به پادشاه در سال 1974م. است که ضمن نصیحت به پادشاه، وى را از راهى که در پیش گرفته و فرجامش تباهى ملک و ملت است، برحذر می دارد. به دنبال این نامه، عبدالسلام به اتهام اهانت به پادشاه و مقدسات، دستگیر و به سه سال و نیم حبس محکوم گردید.
استوارت هال (Stuart Hall)؛ نظریهپرداز فرهنگی انگلیسی
زندگی استوارت هال
استوارت هال در 3 فوریه 1932 در کینگستون جاماییکا متولد شد. در سال ۱۹۵۱ از جامائیکا به انگلستان آمد و در کرسی رودز اسکالر در دانشگاه آکسفورد مشغول به کار شد. اندکی پس از آن وی به عنوان شخصیت اصلی جنبش نوپای چپ نو که از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۱ در انگلستان و اسکاتلند شکل گرفت شناخته شد و به سمت نخستین سردبیر نشریه چپ نو که این جنبش آن را منتشر می کرد، منصوب شد.
استوارت هال در زمان افول این مرحله از جنبش، از سمت مذکور استعفا داد و اندکی بعد به مرکز مطالعات فرهنگی معاصر در دانشگاه بیرمنگام پیوست. او از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۹ مدیر این مرکز بود و در سال ۱۹۷۹ به کرسی استادی در رشته جامعه شناسی در دانشگاه اوپن برگزیده شد.
در سال های بعد، آرای او از طریق نوشته های سیاسی اش درباره «تاچریسم»، درس گفتارهای عمومی تاثیرگذارش و برنامه های خویشتندارانه و متفکرانه اش در رسانه های گوناگون مورد توجه طیف وسیعی از مخاطبان قرار گرفت.
ساموئل بکت (Samuel Beckett) در 13 آوریل 1906 م در فاکس راکِ دوبلین متولد شد. بکت جوان ترین پسر می و بیل بکت بود. وی از همان نوجوانی پیوسته احساس تنهایی و اندوه میکرد، زندگی اش را ساعتها در رختخواب میگذراند، از بودن و هم صحبتی با مردم به خصوص زنان گریزان بود و به قدری ضعف و نومیدی بر او غلبه کرده بود که باید ساعتها مشروب می نوشید تا قادر به صحبت کردن باشد.
بکت در سال 1928 در پاریس با جیمز جویس آشنا شد که در زمان کوتاهی از مریدان وی گشت، در بیست و سه سالگی مقالهای به دفاع از جویس به نام اوپس مگنوم نوشت که از او در مقابل تقاضای عامّه مردم راحت طلب برای قطعات ساده فهم جانبداری کرد. وی ملاقاتهای طولانی با جویس داشت تا جایی که شایع شده بود آن دو ساعت ها در سکوت مینشینند و هر دو از دلتنگی و غصّه رنج میبرند. بکت در زندگی، کسی را به تنهایی اش دعوت نمیکرد، او یکبار در دفتر خاطراتش به دختر جیمز جویس اظهار علاقه کرده بود امّا زمانی که دیگر مرده بود و احساس انسانی نداشت.
ساموئل بکت در 1930 اوّلین جایزه ادبیاش را به مبلغ ده پوند برای شعری با عنوان "هرسکوپ" کسب کرد و پس از آن مقالهأی درباره مارسل پروست نوشت که زمینة مشغولیّت ذهنی او درباره گذشت بیهوده زندگی انسان و تکرار عادات و اموری است که هیچ نتیجهأی ندارد. این اندیشه موجب شد تا بکت مقامش را در دانشکده تیریستی رها کند و به دوره گردی روآورد. او در طیّ این مدّت از ایرلند، فرانسه و آلمان عبور کرد و وقتش را صرف نوشتن شعرها و داستانهایش کرد و کارهای حیرتانگیزی برای گذران زندگی انجام داد.

ژان دارک (به فرانسوی: Jeanne d'Arc) و گاه دوشیزهٔ اورلئان (۶ ژانویه ۱۴۱۲
در دومرمی-لاپوسل (به معنای دومرمیِ دوشیزه یا دومرمی زادگاه دوشیزه)،
لورن؛ † ۳۰ می ۱۴۳۱ در روآن)، قهرمان ملی فرانسه و قدیسهای در کلیسای
کاتولیک.
در جنگ صدساله بر ضد انگلستان، رهبری فرانسویها را بر عهده داشت. در نزدیکی شهر کُنپی ینی، به خاطر خیانت شهردار این شهر توسط بورگونیها اسیر و به انگلیسیها فروخته شد. ژان دارک در یک دادگاه کلیسایی، توسط اسقفِ بووه، پیر کوشون به جرم ضدیت با قوانین کلیسا، محکوم و در میدان ویومارشه شهرِ روآن سوزانده شد. چندی بعد، در یک دادگاه تجدید نظر در سال ۱۴۵۶، شرافت این دوشیزه قهرمان باز به اثبات رسید.
ژاندارک در ۶ ژانویه ۱۴۱۲ در منطقه تاریخی لورِن، در خانواده آرک، در هنگام جنگ صدساله در روستای دونرِمی (Domremy) واقع در مرز شرقی فرانسه به دنیا آمد. روستای دونرمی که در نزدیکی دره موز واقع بود در آن زمان تحت سرپرستی دوکِ بار بود. پدر خانواده، ژاک، کشاورز و مسئول جمع آوری مالیات در دهکده دونرمی و همسرش ایزابل زنی دیندار و پاکدامن بود. خانواده آرک از قشر متوسط جامعه بودند. ژان(Jeanne) پنجمین و آخرین فرزند خانواده بود.سه برادر و خواهر بزرگترش به ترتیب ژاکمَن، کاترین، پیر و ژان(Jean) نام داشتند.
در جنگ صدساله بر ضد انگلستان، رهبری فرانسویها را بر عهده داشت. در نزدیکی شهر کُنپی ینی، به خاطر خیانت شهردار این شهر توسط بورگونیها اسیر و به انگلیسیها فروخته شد. ژان دارک در یک دادگاه کلیسایی، توسط اسقفِ بووه، پیر کوشون به جرم ضدیت با قوانین کلیسا، محکوم و در میدان ویومارشه شهرِ روآن سوزانده شد. چندی بعد، در یک دادگاه تجدید نظر در سال ۱۴۵۶، شرافت این دوشیزه قهرمان باز به اثبات رسید.
ژاندارک در ۶ ژانویه ۱۴۱۲ در منطقه تاریخی لورِن، در خانواده آرک، در هنگام جنگ صدساله در روستای دونرِمی (Domremy) واقع در مرز شرقی فرانسه به دنیا آمد. روستای دونرمی که در نزدیکی دره موز واقع بود در آن زمان تحت سرپرستی دوکِ بار بود. پدر خانواده، ژاک، کشاورز و مسئول جمع آوری مالیات در دهکده دونرمی و همسرش ایزابل زنی دیندار و پاکدامن بود. خانواده آرک از قشر متوسط جامعه بودند. ژان(Jeanne) پنجمین و آخرین فرزند خانواده بود.سه برادر و خواهر بزرگترش به ترتیب ژاکمَن، کاترین، پیر و ژان(Jean) نام داشتند.
تبلیغات


